محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

773

خلاصة الحكمة ( فارسى )

دوم ، آن كه هر چند قوّهء دافعه قوى باشد و ليكن صفراء از مراره بدان كم‌تر منصبّ گردد و قوّهء دافعه كما ينبغى تنبيه نيابد و علامت اين ، بياض رنگ براز است و آثار برد امعا . سوم ، آن كه قوّهء هاضمه ضعيف باشد و بدان سبب محتاج باشد كه تا ديرى طعام را در معده و امعاء به حسب اقتضاى طبيعت نگاه دارد و قوّهء دافعه نيز در عمل خود تأخير نمايد ؛ هر چند مقرّر است كه همهء قوا دائم در كار خوداند كه « لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ » « 1 » و ليكن مقهور تحت طبيعت‌اند ؛ چنان چه طبيعت مقهور تحت امر نفس و نفس ، تحت عقل و عقل ، به امر فاعل قاهر مطلق - جلّ شأنُه و عزَّ سلطانه - و علامت ضعف هضم ، جُشاء حامض و تولّد رياح و نفخ و قراقر آن در شكم و امعا . و آن چه از اشتياق اعضاء باشد ، شاهد آن دير آمدن طبع است بعد از تنقيهء مواد از مسهل و ملين يا « 2 » تقليل آن از فاقه و قلّت تناول طعام و رياضت .

--> ( 1 ) . سوره تحريم ، آيه 6 . ( 2 ) . ب : با .